تبليغاتX
نیلوفرانه

نیلوفرانه
برای تو


سلام:

 

 

ببخشید که توی این مدت که امتحاناتم تمام شد من آپ نکردم آخه ....(دلیلش رو

 

بعدن میگم)

 

 graphicbazar115.gif

خوفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین؟؟؟

 

 

من که اصلن خوف نیستم آخه من و ندا و مرضیه داریم از هم جدا میشیم.

 

امروز بدترین روز زندگیم بود روز جدایی از ندا.

 

دیروز من و ندا و مرضیه باهم رفتیم عکاسی و یه عکس سه نفره گرفتیم که

 

یادگاری بمونه.

 

ندا هم رفت و چند روز دیگه نوبت من و مرضیه ست که دیگه شرح حال اون

 

لحظه ی من قابل توصیف نیست.

 

بابام امروز میگفت که بابای مرضیه گریه کرده چون میخان از هم جدا بشن.(بابام

 

و بابای مرضیه باجناق هستن)

 

امروز هم موقع خداحافظی عمم (مامان ندا) گریه کرد.

 

آخه ما میخایم نقل مکان کنیم و بریم تهران و اونجا ما هیچ کس رو نداریم.

 

دوسه شب پیش من و ندا تا صبح گریه کردیم و ساعت 5 بود که دیگه از شدت

 

خستگی بیهوش شدیم.

 

ببخشید ممکنه  ناراحتتون کرده باشم ولی آخه خیلیییییییییییییییی واسه ما سه تا که

 

توی 365 روز سال 300روزش رو باهم بودیم و 60 ساعتش رو باهم تلفنی صحبت

 

میکردیم و 5 دقیقه ی بقیش رو به یاد هم بودیم.

 

ولی توی این مدت که ما سه تا باهم بودیم سعی میکردیم که بروز ندیم و لحظات

 

خوشی رو باهم داشته باشیم و

 

نمونش دیشب و شب قبلش بود که من و ندا وحسین ( داداش ندا) تا ساعت 3 فیلم

 

وحشتناک  نگاه میکردیم و

 

باهم دیگه کیف میکردیم و امروز دیگه این روزها به پایان رید و از هم دیگه دور

 

شدیم.

 

از همتون ممنون که  به چشماتون زحمت خوندن دادین و امکان داره که ناراحتتون

 

کرده باشم.قربون اون چشمای نازتون برم .

 

بازم میام.

 

                     graphicbazar113.gifgraphicbazar122.gif

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 22:6 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


 

  دلم همچون آسمان پراز ابرهاي باراني است

                             اي کاش دلم امشب بگيرد

                 شايد که بغض عشق

                  در چشمانم بشکند.

 

سلام به همه ی دوستان گلم:

 

ببخشید یه مدت بود  که نبودم.

 

ببخشید اگه قلت املایی دارم  چون دارم با ندا حرف میزنم

 

بچه ها شنبه تولدمه همه تون دعوتین:

 

حالا یه ذره برقصین تا شنبه که دوباره بیام:

 

جیـــــــــــــــــــــــــــــــــغ

 

ســــــــــــــــــــــــوت

 

دس دس ....

 

آقایون رقص خانوما دس حالا برعکس (خانوما رقص آقایون

 

دس)

 

هورااااااااااااااااااااااا....

 

دست همه ی اونا یی که توی این مدت منو همراهی

 

کردن ممنون:

 

اول ازهمه ندا جونم که دلم واسش یه ذره شده و

 

داداش گلم ابراهیم که واقعآ به من کمک کرد و بعدش

 

هم میلاد جون که همدرد خوبی توی همه ی شرایط

 

واسم بوده و شیشتاییا  وآقا بهنام و آقا حواد و....

 

از همه گی ممنونم و همه تون رو از همین جا میبوسم

 

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

 

                          

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 13:3 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


ღ♥ღ  دیگه حتی دلم از دوری چشمات نمی گیرهღ♥ღ 

ღ♥ღ  حتی اون گل های زیبای محبت بی نگاهت نمی میرهღ♥ღ 

 

ღ♥ღ  دیگه قلبم مثل دریا آبی و صاف و زلال نیستღ♥ღ 

 

ღ♥ღ  توی این دل ذره ایی مهر و وفا نیستღ♥ღ 

 

ღ♥ღ  دیگه اسمت توی ذهنم آشنا نیستღ♥ღ 

 

ღ♥ღ  دیگه فریاد سکوتم با صدایی همنوا نیست ღ♥ღ 

 

ღ♥ღ  دیگه کوچه خو گرفته با صدای جای پایم روی برگ هاپღ♥ღ 

 

ღ♥ღ  منم و یه قلب تنها.ღ♥ღ 

         

 

اینم یه آپ که ممکنه دیگه تا آخر امتحاناتم نتونم آپ کنم

 

پس تا ۱۶/۳ /۸۷ خداحافظ

 

واسم دعا کنید

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 10:46 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


تا حالا اين حس رو تجربه کردي

 

ديدي که چه حس قشنگيه؟

 

تا حالا دلت خواسته که هميشه و همه جا کنار يکي باشي

 

تا حالا دلت خواسته به يكي بگي دوست دارم

 

تا حالا دلت خواسته خودت رو براي يكي فدا کني

 

تا حالا شبها،وقتي همه خوابن ،  تو خلوت خودت

 

دلتننگ يكي باشي، به خاطرش گريه کني

 

تا حالا شده بگي خدا چي ميشد الان كنارم بود

 

سرمو رو شونش ميذاشتم

 

باهاش حرف ميزدم درد دل ميكردم

 

آره

 

به اين ميگن عشق

 

 

حس قشنگيه؟

 

           

  روي دفتر خاطراتم هزاران بـار مي نـويسـم 

که دوستت دارم

 تو تنها معشوقمی و هزاران بار مینویسم

  که میمیرم برات

           

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 0:26 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


 

سلام:

 

بچه ها این روزا اوضاع فکری و روحی مناسبی ندارم.

 

شاید وب را تعطیل کردم.   

 

ببخشید ولی دیگه کاریش نمیشه کرد...

 

دوستون دارم از اینکه توی این مدت با نظراتتون هم راهیم کردین واقعآ ممنونم.

شاید این آخرین آپم باشه.

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 12:59 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


امروز یه خاطره دارم توپ:

 

امروز به دلیل آلودگی هوا مدرسه تعطیل بود

 

من با دختر خالم به اتفاق یکی از دوستان گلم رفتیم کتابخونه تا درس بخونیم.

 

بعد از ۲ ساعت درس خوندن ساعت ۱۲ شد و ما رفتیم رستوران ۳ تا ساندویچ و نوشابه و ... خوردیم جاتون خالی

 

بعدش دختر خالم سینی را برداشت که بده به صاحب مغازه نمیدونم چی شد که شیشیه ی نوشابه به صدای بلند افتاد روی زمین

 

وای ما که دیگه مرده بودیم از خنده باز دوباره جمع و جور کرد که سینی را بده به آقاهه دوباره افتادن

 

خیلی ضایع بودیم .

مرده گفت عجله نکنین عجله کاره شیطونه.(ولی ما عجله نداشتیم)

بعدش با کلی خنده و... اومدیم بیرون و رفتیم کتابخونه.

دیگه درس نخوندیم تا اینکه بعدش رفتیم توی باغ کتابخونه و عکس گرفتیم (مسخره بازی)

 

در حقیقت همه کار کردیم به جز درس خوندن!!

 

اینم یه خاطره بود از درس خوندن ما سه تا.

     ما معروفیم به (سه تفنگ دار)

 

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 14:34 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


 

 

 

 

زندگی زیباست*** اما بدون غم

مرگ زیباست*** اما بدون گناه

دوستی زیباست*** اما بدون کلک

عشق زیباست*** اما بدون دروغ

دنیا زیباست***اما بدون درگیری

گل زیباست***اما بدون ریشه

سکوت زیباست***اما بدون یار

شیشه زیباست***اما بدون تیرگی

برف زیباست***اما بدون رهگزر

خانواده زیباست***اما بدون دوری

 


 

 

به آن آنی در تو عاشقم،

 l love in you a something

که تنها خود کاشف آنم

that only have descovered

آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد،

 the you_ which is beyond the

و تحسین می کند.

 you of the world that is

آنی که تنها وتنها از آن من است.

 admired and known by others

آنی که هرگز رنگ نمی بازد،

 a you which is eapecially mine

وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم.

 Which cannot evto love

به آن آنی در تو عاشقم،

 l love in you a something

که تنها خود کاشف آنم

that only have descovered

آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد،

 the you_ which is beyond the

و تحسین می کند.

 you of the world that is

آنی که تنها وتنها از آن من است.

 admired and known by others

آنی که هرگز رنگ نمی بازد،

 a you which is eapecially mine

وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم.

 Which cannot evto love

به آن آنی در تو عاشقم،

 l love in you a something

که تنها خود کاشف آنم

that only have descovered

آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد،

 the you_ which is beyond the

و تحسین می کند.

 you of the world that is

آنی که تنها وتنها از آن من است.

 admired and known by others

آنی که هرگز رنگ نمی بازد،

 a you which is eapecially mine

وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم.

 Which cannot evto love

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387 17:21 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


 خداییش من یکی که دربرابر این درسا دارم کم میارم.

 بابا نمی دونم کدومشون رو بخونم

خسته شدیم حسابی دیگه انرژیی واسه امتحان های ترم نمونده 

 

عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 12:54 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


      

      میون این همه دل ، همه جور و همه رنگ

یه دل ساده می خوام ، مثل آسمون یه رنگ
یه دل ساده می خوام ، یه دلی که دل باشه
میون این همه دل ، غیر آب و گل باشه
دل دریا ، دل رود
دل آبی ، دل آب
دل بی رنگ و ریا ، صاف و ساده بی نقاب
یه دل از همه جدا ، مثل آیینه دیدنی
قصه هاش شنیدنی ، همیشه شکستنی
سخت تنهایی راه
 سخت بی همنفسی
چی میشد یه روز بیاد
اون که نیست مثل کسی  

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 14:5 به قلم نیلوفر همیشه شاد |


   

                    

رفتم مرا ببخش ومگواووفا نداشت
         راهي به جز گريز برايم نمانده  بود     

  اين عشق آتشين پراز درد وبي اميد
       در وادي  گناه و جنونم کشانده  بود       

             

          رفتم که داغ بوسه پرحسرت تورا   
  با آبهاي  ديده زلب  شستشو دهم 
      رفتم که نا تمام بمانم دراين سرود    
   رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

    

  رفتم مگو مگو که  چرا رفت، ننگ بود
            عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما       

 از پرده خموشي وظلمت چو نور  صبح 
             بيرون  فتاده  بود به يک باره راز ما